برچسب:
نویسنده: مهراد حیدریان
برچسب:
نویسنده: مهراد حیدریان
دیگر شعار نخواهم داد
دیگر هذیان نخواهم گفت
این آدم ها ارزش هیچ چیز را ندارند و خود یکی از این آدم هام
به من چه که کودکی زیر سوز سرما دست فروشی می کند تا جیب دیگری را پر کند
به من چه که زنی خود را می فروشد تا شکم بچه اش را سیر کند
به من چه که پدری شرمنده شود
من در خود مانده ام
من وامانده ام
من...
اه لعنت بر این من
لعنت بر این من لعنتی
لعنت بر این مردمان لعنتی
لعنت
دیگر نخواهم نوشت
وبلاگ پایان کلمه یک آغاز بیهوده
برچسب:
نویسنده: مهراد حیدریان
برچسب:
نویسنده: مهراد حیدریان
برچسب:
نویسنده: مهراد حیدریان
برچسب: خودِ,
نویسنده: مهراد حیدریان
برای به دست اوردن پول به کار
و چه عجیبست حکایت کار کردن برای فرار از زندگی و کشتن وقت
و چه تلخ است بی کاری با طعم گس زندگی
پی نوشت : دنبال چند روز تعطیلی برای تجدید قوا بودم ولی فراموش کرده بودم تن خسته به از ذهن پریشان و یک دنیا سوال بی جواب است
برچسب:
نویسنده: مهراد حیدریان
برچسب:
نویسنده: مهراد حیدریان
برچسب:
نویسنده: مهراد حیدریان
برچسب:
نویسنده: مهراد حیدریان
برچسب:
نویسنده: مهراد حیدریان
برچسب: به یاد رفیق,به ياد رفيق,به یاد رفیق از دست رفته,به یاد رفیق فرزانه سلطانی,
نویسنده: مهراد حیدریان
برگرفته از کتاب گدا (نجیب محفوظ)
برچسب:
نویسنده: مهراد حیدریان
برچسب: رفت و منو تنها گذاشت,رفت و منزل به دیگری پرداخت,روزها رفتند و من,او رفت ومن تنها شدم,او رفت و من شکستم,او رفت و من,اون رفت و منو تنها گذاشت,او رفت و من ماندم,عشقم رفت و منو تنها گذاشت,روزها رفتند و من ديگر,
نویسنده: مهراد حیدریان